سيد محمد كمره اى

71

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )

[ كارهاى روزانه خبرهاى عجيب ] پنجشنبه 23 جمادى الاولى . - صبح بعد از چايى ، آقا ميرزا عبد الرحمن آمد و توصيه جليل الملك و وزارت خارجه كه به قونسول بادكوبه شده بود نشان داد . خيلى خوشحال از مساعدت آقاى جليل الملك شدم . بعد زن‌ها به حمام [ رفتند ] احمد به پختن نان [ مشغول شد ] عمله به باغچه [ آمده ] من هم به تحرير [ سرگرم شدم ] . ناهار نان تازه و پنير و قدرى بقيه دم‌پخت شب را خورده ، چايى و تحرير براى جواب ملاير . بعد آقاى بصير الدوله آمد ، قدرى صحبت و اظهار داشت برويم منزل ظهير الدوله . بلند شده دم واگون ، كاغذ پست مرا هم ايشان به پستخانه داده ، سوار واگون . اوضاع دولت اعلان صلح روسيه را هم در جرائد نوشته بودند . وزراء هم به وزارتخانه آمده غير از مخبر الملك و مشير الدوله كه از خيال استعفا منصرف نشده بودند . معروف شده كه امر نان به سپهسالار و وزارت داخله به قوام السلطنه تفويض مىشود . خيلى هم مردم تنقيد مستوفى را مىنمايند . بعد در آخر لاله‌زار پياده شده رو به سمت بيرون شهر و از دروازه دولت خارج [ شديم ] . خطيب الملك هم نزديك خانه‌اش رسيد . گفت من مىروم خانه به آدمم بگويم اسباب حمام ببرد حمام و به حمامى بگويد كه من شب مىآيم حمام . بعد مىآيم منزل ظهير الدوله . قدرى بصير الدوله بعد از رفتن خطيب خنده و تنقيد نموده كه اين سيد معمم و درويش نياز بگير بود و حالا هم دمكرات شده و از دولت سر ظهير الدوله و پول نياز و . . . « 1 » خانهء خريده ، حالا به اين قسم كه آدمم برود حمام و بگويد شب حمام مىآيد ! باغ ظهير الدوله بعد بيرون شهر رفته باغ بزرگى منزل آقا بود . از بصير الدوله پرسيدم باغ را ظهير الدوله اجاره نموده يا خريده ؟ گفت چون خسارتى در بمباردمان مجلس به او وارد آمده بود از خرابى باغ و يغماى اسباب دولت ، اين باغ را كه هشتاد هزار ذرع زمين با بنا و عمارات دارد و مال امير اعظم بود و بابت مطالبات خودش ،

--> ( 1 ) . اصل نقطه‌چين .